تبليغاتX
کلمـــــــ ه بدون شرط

حالا که همه ی آمار و ارقام نشون میده ایرونی جماعت بیشتر دلیه تا عقلی !

پس :

مسعود کیمیایی درست بکنه یا غلط بکنه ! دوستش دارم حس سمپاتی و ازین جور حرفا .

اصلن :

حالا که یه چن وختی هس(22خرداد به ب عد) خون بازی تو خیابونای تهرون اکران میشه منم با محاکمه در خیابان حال میکنم !

+ 88/08/17 ع لی . آ

 

دلم به حال کوچه ای میسوزد

که آنجا گربه ها عشق بازی نمیکنند ...

+ 88/08/03 ع لی . آ

ابله ها فکرمیکنند زندگی را به کام من تلخ کردند! سعدی میخوانم حکایت به حکایت ، باب به باب ...

...

.

.

.


+ 88/08/01 ع لی . آ

شهر من هزار و کم و زیاد کوچه دارد . کوچه های شهرم خانه و هر خانه در و پنجره و زن و مرد و هر زن و مرد دختر و پسر و کم و زیاد دارد . آدم که هیچ ، دیوار هم دل دارد و کوچه ها و در و پنجره و کف و سقف هم دل دارند و نفس میکشند و جیغ هم میکشند و کم و زیاد ... همه چیزواینجا همه بیدار هستند و هم بیدار هستند و هم بخواهند که بخوابند هم نمیخوابند . چند وقیست خبر سرقتی بزرگ محله را گرفته ...

نه ! خواب از سر خواب کوچه ها و متعلقاتش اینجا خیلی وقت است که پریده ...


چه کسی میگوید کوچه ها سنگند وآجر؟

آب درجوی نیست

 خون ِ دل شهر من است

...

ع . آ


+ 88/07/09 ع لی . آ



فی ال بداهه در مایه های ابتدا به ساکن با کمی چرخاندن سر و دیدن آنچه بر دوپای وطنی گذشته و شنیدن آخرین تک آهنگ های جناب داریوش اقبالی و صد البته مرور آنچه در چند روز گذشته با عنوان hunger strike در یونایتد استیت آو آمریکا از طرف وطنی های مهاجر انجام شد و شنیدن و باز دیدن اخبار اینجا از آنجای دور و همه و همه و همه و برای مرتبه ی دو صد البته دیدن روزنامه های قبل از ظ ه ر اینجا دچار کنتراست بد بویی شدم که آمد در ذهنم : 

روزنامه های 

هر روز و اخبار تیکه تیکشون

جون میده پارشون کنی قایق بسازی باهاشون

+ 88/05/09 ع لی . آ

وقتی

مورچه مسیر را با دانه ده بار رفت وافتاد و باز رفت ... 

به آیت الله ایمان آوردم

.

.

.

+ 88/05/03 ع لی . آ |


دهان هایتان را باز کنید

کبوتر ها طاقت سکوت گلو ندارند


 چند سالیست که شهید پروریم !

+ 88/04/31 ع لی . آ

در روزهاي بعد از انتخابات بازار کتاب ايران شاهد يک اتفاق نادر بود که همچنان ادامه دارد. بعد از اعلام موضع سياسي فرهاد جعفري ، نويسنده رمان پرفروش «کافه پيانو» ، مبني بر حمايت از احمدي نژاد هزاران نفر از خوانندگان و دارندگان اين کتاب، نسخه هاي«کافه پيانو» خود را به فروشگاه نشر چشمه پس دادند.

هفته گذشته خوانندگان شهرستاني هم به اين حرکت پيوستند و کتاب هاي خود را به تهران ارسال کردند. اين اقدام ظاهراً به پيروي از دعوت هاي اينترنتي صورت گرفته است.

« کافه پيانو» اولين بار در نمايشگاه کتاب سال 87 منتشر شد و ظرف يک سال به بيش از 20 چاپ رسيد. اين رمان همچنين در نظرخواهي سال گذشته روزنامه اعتماد از منتقدان و نويسندگان به عنوان رمان برگزيده سال انتخاب شد اما اعلام موضع اين نويسنده درباره انتخابات روي گروهي از خوانندگان اين رمان تاثير گذاشت.

پ.ن : javan-farda.com/News.aspx?ID=700



+ 88/04/29 ع لی . آ

من هستم، اما آزاد نیستم.

چرا که بال پرواز همه را، دیر زمانی است در سرزمین ام بریده اند.

آزاد نیستم چرا که زندانبان ،قافله سالار است.

آزاد نیستم چرا که قفس ساز، پر پروانه ها را سوزانده است.

آزادی شیدایان ایران، اما، شادا، که در برابرش ایستاده اند.


شهیار قنبری - سه شنبه، ۱۴ جولای ۲۰۰۹، اورنج کانتی، کالیفرنیا، امریکا

+ 88/04/26 ع لی . آ

هنوز زنها روغن مایع میخرند

مردها کوکتل روغنی میخورند

یعنی :

صلح ملافه ی سفید دور کمرش دارد

کبوتر برگ زیتون میبرد

هواشناس میگوید هوا خوب است

شاید :

کار طبیعت است

گاز باید اشک در بی آ ورد / اشک آور است خب!

امروز :

دلم که بگیرد پشت به پشت سیگار م ی کُ شد

+ 88/04/10 ع لی . آ |